خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : آيتي )
695
نهج البلاغة ( فارسي )
اختلاس گناهكار پندارى . واى بر تو ، چنان مىنمودى كه ميراث پدر و مادرت را به نزد آنها مىبرى . سبحان الله ، آيا به قيامت ايمانت نيست ، آيا از روز حساب بيمى به دل راه نمىدهى . اى كسى كه در نزد من از خردمندان مىبودى ، چگونه آشاميدن و خوردن بر تو گواراست و ، حال آنكه ، آنچه مىخورى و مىآشامى از حرام است . كنيزان خواهى خريد و زنان خواهى گرفت ، آن هم از مال يتيمان و مسكينان و مؤمنان و مجاهدانى كه خدا اين مالها را براى آنها قرار داده و بلاد اسلامى را به آنان محافظت نموده است . از خداى بترس و اموال اين قوم به آنان باز گردان كه اگر چنين نكنى و خداوند مرا بر تو پيروزى دهد ، با تو كارى خواهم كرد كه در نزد خداوند عذر خواه من باشد . با اين شمشير ، كه هر كس را ضربتى زدهام به دوزخش فرستادهام ، تو را نيز خواهم زد . به خدا سوگند ، اگر از حسن و حسين چنين عملى سر مىزد نه با ايشان مدارا و مصالحه مىنمودم و نه هيچ يك از خواهشهايشان را بر مىآوردم ، تا آن گاه كه حق را از ايشان بستانم و باطلى را كه از ستم ايشان پاگرفته است ، بزدايم . به خدا ، آن پروردگار جهانيان ، سوگند كه آنچه تو به حرام از اموال مسلمانان برده اى ، اگر به حلال به دست من مىرسيد ، دلم نمىخواست براى بازماندگانم به ميراث نهم . شتاب مكن ، گويى كه به پايان رسيده اى و در زير خاك مدفون شده اى و اعمالت را بر تو عرضه كردهاند و اكنون در جايى هستى كه ستمگر فرياد حسرت بر مىآورد و تباه كنندهء عمر ، آرزوى بازگشت به دنيا مىكند « و جاى گريز نيست » .